Arabic Translators International _ الجمعية الدولية لمترجمي العربية

 


العودة   Arabic Translators International _ الجمعية الدولية لمترجمي العربية > منتديات اللغة Language Forums > منتدى اللغة العربية Arabic Language Forum > المنتدى الفارسي Persian Forum

المنتدى الفارسي Persian Forum منتدى اللغة الفارسية وآدابها وثقافتها.

« آخـــر الـــمـــشـــاركــــات »
         :: مقاربة نقدية في رواية ( أشجان ) لمحمد المسلمي بقلم / مجدي جعفر (آخر رد :مجدي جعفر)       :: نظرية المؤامرة: خواطر و أسئلة و تأملات (آخر رد :Dr-A-K-Mazhar)       :: مختارات أدبية وعلمية وسياسية مترجمة (آخر رد :إسلام بدي)       :: مع فتحي عامر بقلم / مجدي جعفر (آخر رد :مجدي جعفر)       :: أجمل ما في الحب (آخر رد :RamiIbrahim)       :: ماذا يعني ان تكون الأكادية أقدم تدوينا من العربية؟ (آخر رد :محمد آل الأشرف)       :: العيد كأمواج فرح تأتي مع الهواء (آخر رد :عبدالحليم الطيطي)       :: Cfp_فعاليات الترجمة (آخر رد :ahmed_allaithy)       :: خطوات التطبيع القسري مع الشذوذ (آخر رد :حامد السحلي)       :: تطور الدلالة اللفظية بالعامية والتكافؤ الوظيفي مع الفصحى (آخر رد :حامد السحلي)      

رد
 
أدوات الموضوع طرق مشاهدة الموضوع
  #1  
قديم 06-03-2014, 09:13 AM
الصورة الرمزية بي بي سعيده محمدنجاد
بي بي سعيده محمدنجاد بي بي سعيده محمدنجاد غير متواجد حالياً
عضو منتسب
 
تاريخ التسجيل: Jan 2014
المشاركات: 3
افتراضي رثاء الحسین(ع)

رثاء الحسين (ع) – صاحب بن عباد

عين جودي علي الشهيد القتيل
و اتركي الخدّ كالمحلّ المحيل
اي ديده بر شهيد به قتل رسيده اشك ببار وگونه را چون مكان متروك رها كن.

كيف يشفي البكاء في قتل مولا
ي امام التنزيل و التأويل
چگونه گريه درد به قتل رسيدن مولايم حسين (ع) رادرمان كند كه در بيان و تفسير قرآن سرآمد بود.

و لو أنّ البحار صارت دموعي
ما كفتني لمسلم بن عقيل
اگردرياها اشكهاي من مي شد باز در قتل مسلم بن عقيل مرا بس نبود.
(مسلم بن عقيل پسر عموي حسين (ع) بود كه به عنوان نماينده از سوي او به كوفه رفت تا پيروانش را گرد آورده واز آن ها براي او بيعت بگيرد وهمان جا به دستور عبيد الله بن زياد دستگير شده وبه قتل مي رسد.)1

قاتلوا الله و النبي و مولا
هم علي‍ِاً إذا قاتلوا ابن الرسول
آن ها با الله وپيامبر ومولايشان علي در افتادند آن گاه كه با فرزند پيامبردر افتادند.
صرعوا حوله كواكب دجن
قتلوا حوله ضراغم غيل
ياران او را در پيرامونش همانند ستارگان درخشان به خاك افكندند ودلاوراني بسان شيران بيشه را به قتل رساندند.

أوسعوهم طعناً و ضرباَ و نحراَ
و انتهاباَ يا ضلةً من سبيل
آن ها رابا ضربه هاي نيزه وكشتار وغارت در بر گرفتند ،چه گمراهي وضلالتي.

إخوة كلّ واحد منهم ﻟﻴ
ث عرين وحدّ سيف صقيل
برادراني هر يك بسان شير بيشه وشمشيربرّان.

والحسين الممنوع شربة ماء
بين حرّ الظبي وحرّ الغليل
وحسين ميان درد زخم شمشيرها وسوز تشنگي از نوشيدن جرعه اي آب باز مانده است.
(این بیت اشاره به این واقعه تاریخی دارد که عمر بن سعد برای جنگ با حسین (ع) عازم کربلا می شود و پس از ورود به آنجا عده ای را مامور می کند تا میان لشکر حسین(ع) و رود فرات حایل گردند و اجازه برداشتن آب را به آن ها ندهند. این واقعه سه روز قبل از کشته شدن وی بود و باعث شد تا تشنگی بر آن حضرت و یاران و خاندانش سخت گردد. )2

مثكل بإبنه وقد ضمّه وﻫ
وغريق من الدماء الهمول
پسرش را غرق در سيلاب خون ودر آغوش خود از دست داده است.
(حسين (ع) پسر خرد سالش را در دامان خود نشانده ونوازش مي كرد.مردي از بني اسد به سوي او تيري رها كرد وگلوي كودك را دريد. حسین(ع) دست خود را از خون وی پر کرد و بر زمین افشاند و فرمود: پروردگارا اگر یاری آسمان را از ما دریغ داشته ای، آن را چنان ساز که نیکی ما را در بر داشته باشد. خدایا از این بیدادگران کینه بستان.)3

فجّعوه من بعده برضيع
هل سمعْتم بمرضع مقتول
سپس او را در سوگ طفل شيرخواري نشاندند.آيا شنيديد شيرخواري به قتل برسد؟

ثمّ لم يشفِهم سوي قتل نفس
هي نفس التكبير والتهليل
آنان را چيزي جز قتل نفس درمان نكرد همان نفسي كه به مثابه ي تكبير وتهليل بود.
(تکبیر مصدر کبر:الله اکبر گفت - تهلیل مصدر هلل: لا اله الا الله گفت.)

هي نفس الحسين نفس الرسول اﻠ
له نفس الوصي نفس البتول
همان نفس حسين،نفس فرستاده ي الله،نفس وصي ونفس بتول است.
(مقصود از البتول فاطمه زهرا(س) می باشد به دلیل بریدن از دنیا و روی آوردن به خدای تعالی.)

ذبحوه ذبح الأضاحي فيا ﻗﻠ
ب تصدّعْ علي العزيز الذليل
او را بسان قربانيان سر بريدند.پس اي دل بر بزرگوار خوار گشته پاره پاره شو.

وطأوا جسمه وقد قطعوه
ويلهم من عقاب يوم وبيل
بدن آن بزرگوار را لگدكوب وتكه تكه كردند.واي بر آنان از شكنجه ي سخت روز آخرت.

أخذوا رأسه وقد بضّعوه
إنّ سعي الكفّار في تضليل
سربريده اش را برداشتند.به راستي كه تلاش كافران در جهت گمراهي است.

نصبوه علي القنا فدمائي
لا دموعي تسيل كلّ المسيل
آن را بر سر نيزه نهادند پس به جاي اشك سيلاب خون از چشمانم روان است.

واستباحوا بنات فاطمة الزﻬ
راء لمّا صرخْن حول القتيل
حريم دختران فاطمه زهرا را مباح دانستند آن گاه كه بر سر مقتول ضجه مي كردند.

حملوهنّ قد كشفْنَ علي الأﻗ
تاب سبياً بالعنف والتهويل
آنان را با رفتاري تند وهراس انگيز،وبه گونه اي آشكار بر پشت شتران به اسارت بردند.

يا لَكرب بكربلاء عظيم
ولرزء علي النبيّ ثقيل
چه اندوه بزرگي وچه مصيبت سنگيني است واقعه ي كربلا بر پيامبر.

كم بكي جبر‍ئيل ممّا دهاه
في بنيه صلّوا علي جبرئيل
چه بسا جبرئيل به خاطر سختي ها ومصيبت هاي فرزندان پيامبر گريست.پس بر او درود فرستيد.

سوف تأتي الزهراء تلتمس اﻟﺤﻛ
م إذا حان محشر التعديل
آن گاه كه رستاخيز فرا رسد ،زهرا طلب حكم خواهد كرد.

وأبوها وبعلها وبنوها
حولها والخصام غير قليل
در حالي كه پدر و همسر وپسرانش ودشمناني نه چندان اندك پيرامون او هستند.

وتنادي يا ربِّ ذبِّح أولا
دي لماذا وأنت خير مديل
وفرياد مي كند: پروردگارا براي چه فرزندانم قرباني گشتند وحال آن كه تو بهترين حاكمي.

فينادي بمالك ألهبِ النا
ر وأجِّجْ وخذ بأهل الغلول
پس فرشته اي فرا خوانده مي شود: آتش افروزوشعله ور سازوخيانت كاران را به چنگ آور.

ويجازی كلٌّ بما كان منه
من عقاب التخليد والتنكيل
وهر يك از آنان به سزاي كارهاي خود كه عقاب و كيفرجاوداني است، مي رسد.

يا بني المصطفي بكيتُ وأﺑﻛﻳ
تُ ونفسي لم تأتِ بعدُ بسُولي
اي فرزندان پيامبر برگزيده من براي اين مصيبت گريستم وگرياندم وديگر مرا اميد وآرزويي نيست.

ليت روحي ذابت دموعاً فأبكي
للّذي نالكم من التذليل
كاش جانم بسان اشك ها روان مي گشت وبراي بي حرمتي كه به شما رسيد،مي گريستم.

فولائي لكم عتادي وزادي
يوم ألقاكم علي سلسبيل
ودوستي وصميميت من باشما توشه واندوخته ي من است آن روز كه در سلسبيل بهشت با شما ديدار خواهم كرد.
(سلسبیل نام چشمه ای در بهشت است. " عینا فیها تسمی سلسبیلا " سوره الدهر آیه18)

لي فيكم مدائحٌ ومراثٍ
حفظتْ حفظ محكم التنزيل
مرا در باره ي شما مديحه ها ومرثيه هاييست كه چون آيه هاي محكم قرآن حفظ گشته اند.

قد كفاني في الشرق والغرب فخراً
أن يقولوا: من قيل إسماعيل
در شرق وغرب جهان مرا اين افتخار بس است كه بگويند:سخن اسماعيل است.
(ابو القاسم اسماعيل بن ابي الحسن عباد طالقاني ملقب به صاحب است چون همدم وهم نشین ابن عمید وزیر رکن الدوله امیر آل بویه بود.)

ومتي كادني النواصب فيكم
حسبي الله وهو خير وكيل4
وهنگامي كه ناصبي ها ودشمنان به خاطر دوستي با شما به من سوء قصد مي كنند،الله كه بهترين كارساز است،مرا بس است.




هوامش:

1- كامل ،عزالدين علي ابن اثير،ترجمه عباس خليلي ،ج 5،ص2187 ،علمي/ بي تا ، تهران ،1351 ش

2- همان مرجع، ص2227

3- همان مرجع ، ص2253

4 - أدب الطفّ ،جواد شبّر ،ج2 ،ص133،دار المرتضي ،بيروت ،1409 ق
رد مع اقتباس
رد


الذين يشاهدون محتوى الموضوع الآن : 1 ( الأعضاء 0 والزوار 1)
 
أدوات الموضوع
طرق مشاهدة الموضوع

تعليمات المشاركة
لا تستطيع إضافة مواضيع جديدة
لا تستطيع الرد على المواضيع
لا تستطيع إرفاق ملفات
لا تستطيع تعديل مشاركاتك

BB code متاحة
كود [IMG] متاحة
كود HTML متاحة

الانتقال السريع إلى


جميع الأوقات بتوقيت GMT. الساعة الآن 05:05 AM.




Powered by vBulletin
Copyright ©2000 - 2021, Jelsoft Enterprises Ltd. تعريب » حلم عابر